پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ - Thursday 29 June 2017
کد خبر : 17633
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۹
بازدید: بازدید: 311

مقاله

کاربرد مدیریت دانش در طراحی فضاهای عمومی شهری با تاکید بر ایمنی و امنیت


توسعه شهرنشینی از سوی وابستگی به فضاهای عمومی را فزونی بخشیده است و از سوی دیگر به همین میزان آسیب پذیری این فضاها را از چالشهای ایمنی و امنیتی را افزوده است.

به گزارش پایگاه خبری بهداشت، ایمنی و محیط زیست "بامنا"؛

حسن دارابی، محمد جواد امیری۲، غلامرضا نبی بید هندی۳

 

۱استادیار گروه مهندسی طراحی محیط زیست، دانشکده محیط زیست؛ دانشگاه تهران؛  darabih@ut.ac.ir

۲ استادیارگروه مدیریت و برنامه ریزی زیست، دانشکده محیط زیست؛ دانشگاه تهران؛  mjamiri@ut.ac.ir

­­۳استاد گروه مهندسی محیط زیست، دانشکده محیط زیست؛ دانشگاه تهران؛  ghhendi@ut.ac.ir

چکیده

توسعه شهرنشینی  از سوی وابستگی به فضاهای عمومی را فزونی بخشیده است و از سوی دیگر به همین میزان آسیب پذیری این فضاها را از چالشهای ایمنی و امنیتی را افزوده است. طراحی این فضاها الزاما باید برای پاسخ به این آسیب پذیری راه حلهای مناسب ارایه کند. در شرایط متعارف ایمنی و امنیت موضوعی جدی در طراحی به شمار می رود، اما مدیریت دانش ابزاری است که می تواند در راستای افزایش ایمنی و امنیتی نقش کلیدی را برای بهبود طراحی ایفا کند. هدف این مختصر تبیین پیوند میان طراحی  و مدیریت دانش برای بهبود ایمنی و امنیت فضاهای عمومی است. در این راستا تلاش شده است با ارایه چشم اندازی از طراحی فضاهای شهری و مدیریت دانش چارچوبی برای پیوند میان این دو ارایه گردد. در این راستا مدل ترنادو به عنوان مدل پایه مدیریت دانش پیشنهاد ارایه شده و فرآیند بکارگیری مدیریت دانش در طراحی مورد بررسی قرار گرفته است.

مقدمه

امروزه در حیات شهری فضاهای عمومی نقش حیاتی ایفا کرده و بخش عمده ای از زندگی اجتماعی شهر دراین فضاها شکل می شود. این فضاها به دلیل آزادی نسبی رفتار و آزادی عمل، تنوع عملکردی مورد توجه اقشار متفاوت جامعه است. از این رو این عرصه به نوعی سمبل شهری تلقی می شوند (۱). فضاهای عمومی شهری فراهم کننده روزنه ای برای گریز از زندگی روزمره است و همین امر شهر را زیست پذیر می سازد (۲).  از دیدگاه اجتماعی، فضاهای عمومی عرصه های محسوب می گرددکه در آن حیات اجتماعی آشکار می گردد. از دیدگاه محیطی این فضاها معمولا فضاهای سازگار با محیط محسوب می شوند، و از دیدگاه اقتصادی این فضاها، عرصه های جاذب برای سرمایه گذاری محوسب می شوند که به دلیل حضور مردم از ارزش بالایی برخوردارند (۲). بنابراین غنای شهری به این فضاها وابسته است (۳).

با توجه به ماهیت و عملکرد فضاهای عمومی و ارزش کارکردی و ساختاری این فضاها در شهر، ایمنی وامنیت آنها به عنوان موضوعی چالش برانگیز تلقی می شود. چرا که به همان میزان که این فضاها عرصه های حیاتی شهر محسوب می شوند، به همان میزان نیز ریسک های توام با آنها از نظر ایمنی و امنیتی افزایش می یابد که باید به آنها از ابعاد مختلف پرداخته شود. این چالشها از دو بعد پیشگیری، ایمن سازی و بعد مقابله با مشکلات و معضلات یا چالشهای احتمالی حایز اهمیت است. در هر دو شکل آن باید در طراحی این فضاها به طور خاص لحاظ شود. از هر دیدگاهی اعم از بنیاد گرا (بررسی علل ) و هدف گرا  ( ارایه راه حل) به این موضوع نگریسته شود، ایمنی و امنیت دراین فضاها از اولویت برخوردار است. فرآیند طراحی می تواند به شکل متعارف خود در واکنش به این چالش ها پاسخ مناسب را ارایه کند. اما مدیریت دانش می تواند دانش و خردی را فراهم سازد که در فرآیند متعارف طراحی دست یابی به آن امکان پذیر نیست. از این طریق پاسخ های بینادین به چالشهای ایمنی و امنیت فضاهای عمومی ارایه کند. براین مبنا این مختصر چارچوبی را ارایه کرده است تا با پیوند میان مدیریت دانش و طراحی فضاهای عمومی شهری به ارتقاء سطح ایمنی و امنیت فضاهای شهری منجر شود. لذا مبحث در سه بخش طراحی فضاهای عمومی، مدیریت دانش و پیوند مدیریت دانش و طراحی فضاهای عمومی ارایه شده است.

فضاهای عمومی و طراحی

فضاهای عمومی بخش حیاتی در هر شهر به شمار می رود. چراکه در زندگی مدرن به جای تکیه بر فضاهای خصوصی  به فضاهای عمومی برای سلامت فیزیکی، اجتماعی و روانی خود وابسته است (۴). فضاهای عمومی براساس استفاده، کنترل، دسترسی و مالکیت قابلیت طبقه بندی دارد (۵). با عنایت به هدف از این نوشتار همراستا با نقطه نظر مهتا (۲۰۱۴)، منظور از فضاهای عمومی هر آن دسته از فضاهای که قابلیت دسترسی و استفاده عمومی از آن وجود دارد. کارمون (۲۰۱۰) فضا های عمومی حاصل و نتیجه عواملی به شرح زیر است:

  • روند های تاریخ و هنجاریهای که به گذشته باز می گردد؛
  • شیوه های مختلف حکم روایی، قانونی سرمایه گذاری که در این فضاها ایجاد شده است؛
  • سنتهای فرهنگی؛
  • اولویت های سیاسی و سیک زندگی پشتیبان آن:
  • تعادل میان بازار و سیاست؛
  • افزایش پیچیدگی فضهای عمومی و محدودیت های تخصصی برای مسئولیت پذیری در قبال این فضاها (۶).

بر همین اساس نیز طراحی فضاهای عمومی تبدیل به  مساله ای نارام[۱]   شده است (۷). کارمونا (۲۰۱۴) طراحی این فضاهای شهری و عمومی را پیوستاری می داند که در آن فرآیندهای متفاوتی تعیین کننده اند که از چهار فرآیند کلیدی مدیریت، توسعه، فضا و طراحی متاثر می گردد که در هر کدام از آنها مجموعه ای از عوامل دخالت دارند که فضا را شکل داده و از آن استفاده می شود (شکل ۱).

۰۰

در عین حال طراحی فضاهای عمومی مورد نقد است. کارمونا (۲۰۱۵) براساس مرور ادبیات موضوعی این نقدها را به ابعاد زیر تفکیک کرده است:

فضاهای فراموش شده: فضاهایی که از نظر فیزیکی و تعامل نیروهای باز به فراموشی سپرده شده است.

فضاهای اشغالی: فضاهای عمومی که به نفع ماشین قربانی شده اند و تحرک فیزیکی اهمیت بیشتری از نقش اجتماعی یافته است.

فضاهای مصرف شده: فضاهای که ناتوان از ارایه قابلیت فضاهای عمومی هستند.

فضاهای خصوصی شده: فراهم شدن امکان خصوصی شدن فضاهای عمومی که متاثر از مباحث سیاسی و اجتماعی است.

فضاهای تفکبک شده: بازتابی از ضرورت جدای گزینی گروه های اثر گر از دیگران، بازتابی از ترس ناشی از جنایت یا ساده تر تمایل به خاص بودن.

فضاهای منزوی: فضاهای فاقد توانایی  پیشگیری نفود حریم های به داخل فضاهای عمومی

فضاهای ابتکاری:پذیرش گسترش لامکان، فضاهای سرگرمی فرمول محور

فضاهای ترسناک: فضاهایی که جرم  و جنایت در آنها غلبه داشته و بر مدیریت طراحی و ادراک از محیط تسلط دارد.

فضاهای همگن: اداره کلی و همگن فضاهای عمومی مصنوع در تقابل با فشار بی امان جهانی شدن، قوانین و مطالبات فرهنگ (۸).

بر همین اساس هر فضاهای عمومی مجموعه از این کارکردها و عملکردهای متفاوت برخوردار است. این ویژگی منجر به ممتاز شدن عرصه های عمومی می گردد که می تواند در اشکال مختلفی در حیات شهری اثر گذار باشد. به منظور تعیین شدت اثر گذاری اقدام به ارزیابی این عرصه می گردد(۹) (۱۰-۱۲).  به طور کلی از دیدگاه های متفاوت نقش های مختلفی برای این فضاها تعریف می شود.  این نقش ها و کارکردها براساس ماهیت می تواند به گروهایی مانند اجتماعی و سلامت و مانند آن تبدیل یا به محورهایی مانند درسترسی ، رفاه و راحتی، کاربری و فعالیت و یا اجتماع پذیری تفکیک گردد(۱۲). به عنوان مثال، کارکردهای اجتماعی را به عرصه حیات اجتماعی؛ فضای ملاقات اجتماعی، عرصه ارایه تصویر اجتماعی و نمادها   همچنین بخشی از نظام تعاملی در شبکه شهری تلقی می شود (۱۳-۱۷). براساس این کارکردهای شاخص های متفاوتی استفاده می شود. مهتا (۲۰۱۵)پنج شاخص کلیدی را مورد استفاده قرار داه است: رفاه، فعالیتهای معنادار، منحصر به فرد بودن، لذا بخشی و ایمنی.

ایمنی و امنیت فضاهای عمومی

با توجه به حضور گسترده مردم در این عرصه ها و از طرف دیگر کارکردهای متعدد و نقشی که در عرصه های شهری ایفا می کنند ایمنی این فضاها از اهمیت ویژه ای برخوردار می گردد. لذا هرگونه چالشی که در ایمنی این فضا ایجاد گردد منجر به کشیدن چالش های به عرصه های مختلف شهری است و بخش های متعدد شهری را تحت تاثیر قرار می دهد.  بنابراین ایجاد محیطی امن و حفاظت از ایمنی و همچنین پیش بینی های لازم مبتنی بر پیشگیری از وقوع رخدادهای ناخوشایند و همچنین مقابله با رخدادهای احتمالی موضوعی کلیدی در فضاهای عمومی محسوب می گردد. به همین دلیل نیز  ایمنی فضاهای عمومی پیش شرط استفاده از آنها تلقی می شود (۱۸).

به طور متداول موضوع ایمنی و امنیت اگر چه باهم استفاده می شودند ولی در عمل مبحث امنیت گسترده از موضوع ایمنی است. محور ایمنی تاکید بر حفاظت فیزیکی دارد به عنوان مثال ایمنی در برابر سرقت یا تصادف،اما محور امنیت ، تهدیدات ناملموس نیز لحاظ کرده و به آن می پردازد مانند خطرات تروریستی، سوانح طبیعی و جنگ(۱۹).  طراحی مطلوب و بهینه هر فضای عمومی در نظر گرفتن هر دو بعد ایمنی و امنیت الزامی اجتناب ناپذیر به شمار می آید.  ایمنی و امنیت حاصل برنامه ریزی و مدیریت تهدیداتی است که با توسعه شهر گسترش یافته و مدیریت شهری را معرض ریسک قرار داده و مقدمه ای است برای چالش های بزرگتر در گستره های وسیع تر(۲۰). تهدیدات ایمنی و امنیتی در بردارنده طیفی از مسایل متفاوت را در بر می گیرد .

اگرچه در طبقه بندی ارایه شده به دو گروه درونی وبیرونی تفکیک شده است، می توان با نگاهی دیگر به تهدیدات با منشا انسانی و طبیعی نیز تفکیک کرد. تهدیدات طبیعی عمدتا  در برگیرنده سوانح طبیعی است که در عرصه کشوری مانند ایران زلزله، سیل مهمترین آنها هستند. در بخش انسانی نیز تهدیدات به دو گروه تهدیدات عمدی و غیر عمد قابل تفکیک است.  بخش عمدی آن دسته از رخدادها و تهدیدات را شامل می گردد که با قصد و هدف از قبل تعریف شده اقدام به ایجاد اشکالات ایمنی و امنیتی در نظام شهری می گردد که  فضاهای عمومی مناسب ترین عرصه ها برای این دسته از تهدیدات تشکیل می دهد. در بخش دوم تهدیدات غیرعمدی است که به دلایل متقاوت مانند قصور انسانی، فرسودگی تاسیسات و تجهیزات، رخدادهای تصادفی و مانند آن را باید بر شمرد (۲۱, ۲۲). در این گروه نیز به دلیل تمرکز بالقوه انسانی در فضاهای عمومی، شدت و اثرگذاری تهدید اعم از عمدی و غیرعمد افزایش می یابد. بر همین اساس نیز پیش بینی، پیشگیری و  مقابله امر اساسی است. بدیهی است که  واکنش مستقیم به تهدیدات اعم از منشاء انسان  یا طبیعی باید مبتنی بر درک ریسک ها و ارزیابی دقیق و واقعی آنها صورت گیرد(۲۳).  پرواضح است که رسیدن به درک عمیق و دقیق  تهدیدات و ارزیابی ریسک دقیق توام با آنها با توجه تمرکز عمومی و افزایش ریسک این تهدیدات به صورت بالقوه برای فضاهای عمومی از یک سو، و تبدیل به یک هدف بالقوه آسیپ پذیر شدن این فضاها از سوی دیگر برنامه ریزی استراتژیک متناسب به زمان و مکان را می طلبد. نگاهی به رخدادها حادث شده در متروی لندن، رخداد سال ۲۰۱۶ در پاریس و آلمان توسط گروه های تروریستی موید این نکات است. به همین دلیل نیز ایمنی و امنیت شهری در دو بعد کاملا متفاوت در ادبیات موضوعی مورد توجه قرار می گیرد.بعد اول ناشی از اختلال و تهدیدات غیر عمدی طبیعی یا انسانی در عرصه های شهری و زیرساخت ها و مانند آن را کانون تمرکز خود قرار داده وبر موضوع افزایش تاب آوری این عرصه مدل سازی این رخدادها و مسایل مشابه تاکید می ورزد (۲۴-۳۱).  در بعد دوم موضوع مسایل ناشی از تهدیدات عمدی و غالبا تروریستی متمرکز شده و به بررسی  ریسک ها، پیامدها و تاب آوری شهری در این عرصه می پردازد (۳۲-۳۸).

از هر بعدی که به موضوع امینت و ایمنی شهری پرداخته شود، دو موضوع کلیدی حایز اهمیت است: اول اینکه به هر دلیلی این رخدادها عینیت بیابند، اثرات سنگین مالی، انسانی و روحی روانی به دنبال دارد. دوم اینکه باید پیشگیری از وقوع این رخداد در اولویت قرار گیرد. بخش پیشگیری می تواند نتایج بسیار چشمگیری به دنبال داشته باشد که در بر موضوع اول که پیامدهای این رخدادها باشد، اثر تعیین کننده ای دارد. دراین بخش طراحی مناسب تنها یک گزینه از مجموعه گزینه های پیشگیری است.  اما این که چگونه به چارچوب مناسب برای پیشگیری اعم از طراحی یا هر اقدام دیگری دست یافت رویکردهای متنوعی تعریف و تعیین شده است. (۱۹, ۳۹, ۴۰).

 مدیریت دانش

نکته کلیدی در پیشگیری دانش است. دانشی به اشکال مختلف در پیوستار زمانی و در مکانهای متفاوت به شکل مداوم در حال تولید است. در صورتی که نظام مدیریت شهری بتواند این دانش را اشکار، کسب، مستند سازی و در نهایت در اختیار بازیگران متناسب خود قرار دهد می تواندتحولی بنیادین در این عرصه ایجاد نماید. مدیریت دانش ابزار لازم برای این کار را فراهم ساخته است. انچه که در این میان مهم است عبارت است از این که به دلیل عدم آشنایی، برروکراسی اداری و عدم درک مناسب از قابلیتها این سیستم مدیریت، از آن نه تنها استفاده نمی شود در بسیاری از موارد برخی از مدیران اجرایی از وجود چنین قابلیتی اطلاع نیز ندارند. انگاره نادرست که کار اجرایی از کار دانشگاهی و علمی جداست درایران آسیب های بسیاری به پیکره جامعه وارد ساخته است. بخشی از این آسیب عدم اطلاع و آشنایی مدیران اجرایی از قابلیتهای عینیت یافته علمی مانند مدیریت دانش است.

مدیریت دانش بر چند نکته کلیدی اتکاء دارد: اول اینکه دانش سرمایه کلیدی محسوب می شود، دوم اینکه ماهیت کارها تغییر یافته است و کار هوشمندانه به شکل روزافزونی در حال فزونی است، سوم اینکه مدیریت موثر بر دانش به شدت در موفقیت موثر است (۴۱).  مدیریت دانش به اشکال متفاوتی تعریف شده است (۴۲-۴۵). از جمله این تعاریف می توان به تعریف والاس (۲۰۰۷) از مدیریت دانش اشاره کرد. از نظر وی مدیریان عبارت از ” فرآیندهای ضروری برای کسب، طبقه بندی و انتقال دانش برای رسیدن به نتیجه رقابتی است” (۴۳). در تعریف دیگری از گراف و جونز(۲۰۱۲) آنرا به عنوان ابزار، تکنیک ها و استراتژیهای برای کسب، تحلیل و سازماندهی و بهبود مهارت های کاری/ تجاری و مانند آن تعریف می کنند (۴۶). تمامی تعاریف بر موضوع دانشی تاکید می ورزند که در فرآیند فعالیتهای مختلف در پوستار زمانی در حال تولید است. این دانش  خود عبارت است از ترکیب اطلاعات با درک و قابلیت که در ذهن افراد شکل می گیرد. برهمین اساس نیز دانش به دو گروه تفکیک می گردد: دانشعینی[۱]و دانش ضمنی[۲] . دانش ضمنی عبارت است از دانشی که با تجربه شحصی و فاکتورهای ناملموسی مانند باورهای فردی و ارزش ها ترکیب شده است. به همین دلیل نیز قابلیت انتقال آن به شدت دشوار است. در مقابل دانش عینی قرار دارد که عبارت است از دانش مستند شده  که به زبان رسمی تبدیل شده و میتواند به سهولت انتقال یابد (۴۶). مساله اصلی در مدیریت دانش نیز عبارت است از استراتژیهای که قابلیت کسب، طبقه بندی، تحلیل و در نهایت سازماندهی و ارایه برای استفاده در راستای اهداف از قبل تعیین شده. در فرآیند فعالیت های تعریف شده در هر عرصه به صورت مداوم دانش در حال تولید است. اما این دانش به صورت ضمنی در ذهن افراد باقی می ماند و تنها بخش اندکی از این دانش به دانش عینی تبدیل شده و به دیگران انتقال می یابد. از این رو اگر در هر عرصه ای قابلیت مدیریت دانش بکار گرفته شود این قابلیت وجود دارد که بخش قابل توجه ای از دانش تولیدی کسب، پردازش شده و در فرآیند فعالیت های مربوطه قرار می گیرد. به عنوان مثال در مطالعه انجام شده توسط دارابی و دیگران (۱۳۹۱) در یک پروژه اجرایی ملی تعداد ۷۳۵۳۳ کانون تولید دانش شناسایی شده است (۴۷).

مدیریت دانش براساس ماهیت ذاتی خود قابلیت به کارگیری در عرصه بهبود و افزایش ایمنی و امنیت فضاهای عمومی شهری را دارد که نشانزدهای آن در عرصه ادبیات علمی در حال ظهور است (۴۸, ۴۹). اما مساله اصلی چگونگی بکارگیری مدیریت دانش درعرصه طراحی فضاهای عمومی با هدف افزایش ایمنی و امنیت است. بدیهی است که برای بکارگیری مدیریت دانش باید از مدل های متعارف در حوزه مدیریت دانش بهره گرفت.

مدل پیشنهادی مدیریت دانش

در مدیریت دانش مدل های متفاوتی شکل گرفته است. نانوکا چهار مرحله را برای مدل مدیریت دانش در نظر گرفته است که عبارتند از الف) اجتماعی شدن؛ ب) برونی سازی؛ ج) ترکیب؛ د) درونی سازی که از آن به عنوان مراحل دانش آفرینی یاد می کنند.(۴۶). در عرصه طراحی شهری مدل ترنادو  پیشنهاد می گردد. بنیان این مدل برگرفته از فیزیک تورنادو است (۵۰).  براساس این مدل در پایین ترین کانونهای پراکنده دانش وجود دارند که تولید کننده ضمنی به شمار می روند. با تولید دانش ضمنی اختلاف سطح دانش به وجود می آید و با تکرار دانش ضمنی زمینها فرایند دانش آفرینی خلق می شود. در مراحل اولیه دانش ضمنی به دانش ضمنی تبدیل می شود که همانا اجتماعی شدن باشد. در تدام آن برونی سازی رخ خواهد داد و برون زدهای دانش شکل می گیرد دانش ضمنی به دانش عینی تبدیل می گرددو صراحت می یابد. به در تداوم فرآیند دانش آفرینی دانش صریح یا عینی به دانش عینی تبدیل شده و  و در نهات درونی سازی می گردد و دانش عینی مجدد تبدیل به دانش ضمنی می گردد . در آخرین مرحله این دانش براساس مدل مطروحه خود را سطوح بالایی رسانده و با طی فرآیند تبدیل و عینی شدن، تبدیل به دانش روتین و متعارف خواهد شد که قدرت نوآوری اولیه خود را ازدست می دهد لذا به محیط پیرامونی خود همگن شده و در داخل نظام موجود پخش شده و محو می شود.   این فرآیند دانشی را تولید می کند نیروی محرکه ترنادو است که در به دلیل تفاوت با محیط مجاور خود و برجسته شده رو به رشد دارد این رشد تازمانی تداوم می یابد که با محیط پیرامون دارای تفاوت است اما این روند تا بی نهایت تداوم نمی یابد بلکه در نقطه ای از پیوستار زمان تفاوت معنادار خود را ازدست خواهد داد (۵۱). چرا که در عرصه یک نظام پویا و دینامیک در حال ارایه است. بنابراین زمانی که اخرین فرآیند خود را طی کرد از چرخه ترنادو خارج می شود. تداوم حیات ترنادو مستلزم مکانیزمی است که به خلق دانش ضمنی جدید و شروع فرایند دانش آفرینی است (شکل ۳).

۰۰۰

بکارگیری مدیریت دانش در طراحی ایمنی و امنیت فضاها شهری

مدیریت شهری با دو دسته از چالشها در عرصه مدیریت فضاهای عمومی رودرو است. اول مسایل و مشکلات متعدد ولی خرد که روزمره درحال وقوع است و دوم مشکلات خاص و نادر که هر از گاهی به دلایل مختلف در فضاهای عمومی رخ می دهد. در هر کدام از این اشکال مدیریت شهری مسئولیت پیشگیری و مقابله با آن را عهده دار است. بدیهی است در این فرآیند نظام مدیریتی در تعامل با تمامی ذینفعان عرصه است. این تعامل به شکل مداوم منجر به تولید دانش می گردد که ضروری است مورد بهره برداری قرار گیرد. بخش دیگری از این دانش در حوزه فعالیت یک مدیر شهری رخ نمی دهد بلکه از نظر مکانی در  فضاهای جغرافیایی همگون ولی متفاوت به وقوع می پیوندد. به عنوان مثال انفجار مترو در مسکو، لندن و بروکسل نمونه هایی از این قبیل هستند. بنابراین برای پیشگیری از یک سو و مقابله از سوی دیگر استفاده از تجربیات در طراحی تا مدیریت اجرایی می تواند بسیار موثر واقع گردد. به عنوان مثال بخشی از مترو تهران در حال اجرا است، با استفاده از دانش تولید شده حاصل حملات تروریستی در متروهای مذکور می توان نکات قابل توجه را در خطوط مترو بکار بست تا در مقابل تهدیدات ارایه شده از تاب آوری لازم برخوردار باشد. به منظور استفاده ازمدیریت دانش در بهبود و ایمین فضاهای شهری ضروری است تا مراحل زیر مورد توجه قرار گیرد(۵۲):

الف)  تولید دانش: در تولید دانش باید دانش ضمنی و کانونهای تولید آن شناسایی شود. این دانش با کنش فعالیت روتین انفعالی  و کنش سازنده توام است که جهت گیری باید به سمت کنش سازنده باشد تا انفعالی. این امر مستلزم استقرار نظام متناسب خود و ایجاد فرهنگ لازم در فضای فعالیت است. این مرحله در بردارنده شناسایی، کسب، طبقه بندی و تحلیل و سازماندهی است.

ب) ذخیره دانش: پس از مرحله اول و سازماندهی باید منبع ذخیره دانش فراهم گردد. در این مبنع تمامی دانش تولید شده وارد شده و سازماندهی مجدد شده و ذخیره سازی می گردد که حسب مورد به سرعت قابل بازیابی است.

ج) انتقال دانش: مهمترین مرحله فرآیند انتقال دانش به عرصه طراحی است. در حوزه مجموع دانش تولید باید به بخش های مورد نظر به شکل متناسب انتقال یابد. با عنایت به موضوع بحث طراحی، ، قبل از شروع طراحی این دانش باید به صورت مفید و کاربردی در اختیار طراحان قرار گیرد تا به شکل متناسب بتوانند از بهره بگیرند.

د) بکارگیری دانش: نتیجه نهایی فعالیت بکارگیری دانش تولید شده به شکل مداوم در فرآیند فعالیت از مطالعات تا اجرا و بهره برداری هر عرصه باید مورد استفاده قرار گیرد. در فرآیند طراحی، موضوع استفاده و عینیت یابی در موضوع مورد طراحی است. به این شکل باید دانش تولید به شکل متناسب در طراحی فضاها بکارگرفته شود. این بکارگیری از ماهیت دانش متاثر میگردد که می تواند طیفی از قانون تا توصیه را در بر گیرد.

ه) پایش و نظارت: در فرایند پایش میزان و نحو بکارگیری دانش تولید موضوع حیاتی محسوب می گردد. از این رو بکارگیری متناسب و شایسته دانش در کار در حال انجام با پایش ونظارت نظام مند میسر خواهد شد.

فرایندی باید تعریف شود که طی ان داده های به دست آمده وارد عرصه تصمیم گیری شده و منتج به نتایج در بخش های مخلتف از جمله طراحی گردد. در گام مدیریت دانش باید خروجی خود را براساس فرآیند یا مدل تعریف شده ارایه کند. در مرحله دوم این خروجی باید تبدیل به یک ورودی برای تصمیمات مدیریتی گردد. در مرحله سوم تصمیم سازی شده و تبدیل به اقدام طراحی یا اجرایی گردد. در این مرحله ماهیت تصمیم بنابراهمیت و کارکردهای خود باید طبقه بندی شده به اشکال متفاوت ارایه شود. تکرار این روند منجر خواهد شد هر دانش کسب شده به توجه به شدت، مدت، گستره اثرات آیتم و یا سایر موارد مربوطه،  تبدیل به یک دانش عینی شود. دانش عینی قابلیت ارایه در طیفی از قانون، مقررات، الزامات، آیین نامه، رهنمود، تا یک توصیه  را دارد که در مبحث طراحی باید مورد توجه قرار گیرد. این فرآیند زمانی رخ خواهد داد که نظامی برای تبدیل دانش ضمنی به عینی تعریف شده باشد و به شکل مداوم داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش و در نهایت به خرد جمعی تبدیل شده که در خدمت جامعه درکل و به طور خاص در خدمت طراحی به منظور ارتقا کیفیت ایمنی و امنیت قرار گیرد.

بدیهی است که به کارگیری مدیریت دانش نیازمند مهارت است. این مهارت طی زمان و به تدریج حاصل می شود. ضمن اینکه ارایه برنامه های آموزشی و برگزاری کارگاه های آموزشی برای سطوح مختلف در تسریع و شتاب بخشی به فرآیند یادگیری می تواند نقش کلیدی ایفا کند. ضرورت حفاظت از محیط های شهری بکارگیری این مهارت ها را هر روز الزامی تر می کند. لازم به ذکر است که دانش ضمنی بخشی از توانایی و مهارت های فردی است، از سوی دیگر به عنوان سرمایه ای ناملموس تلقی می گردد که وابسته به ماهیت و تداوم فعالیت افراد در عرصه دارد. لذا در استخراج این دانش مشکلاتی وجود دارد که مدیریت دانش را با چالش هایی مواجه خواهد ساخت (۵۳-۵۵). لذا فرهنگی سازی و بستر سازی برای استقرار این نظام  اجتناب ناپذیر است.

نتیجه گیری و جمع بندی

با افزایش و رشد چشمگیر شهرنشینی، به همان نسبت نیز تهدیدات شهری افزایش می یابد. این چالش ریشه های طبیعی و یا انسانی دارد. در هردو شکل آن فضاهای عمومی شهری بدلیل جذابیت های خود و همچنین مرکزیت در تجمع انسانی از آسیب پذیری بالقوه بالاتری برخوردارند. به همین دلیل در تمامی تهدیدات امنیتی اخیر این فضاها مورد استفاده تروریست ها قرار گرفته است. ضمن تهدیدات غیر عمدی نیز می توان مخاطرات زیادی را برای شهروندان به همراه آورد. کاهش این مخاطرات به معنای افزایش تاب آوری و بهبود تاب آوری شهری در مقابل تهدیدات ایمنی و امنیتی است. اما در فرآیند طراحی چگونه می تواند به این چالش ها پاسخ دهد موضوعی کلیدی است. مدیریت دانش می تواند طراحی را در ارایه پاسخ مناسب یاری رساند. اما این مهم نیازمند بکارگیری چارچوبی علمی است که مبتی بر آن طراحی مبتنی بر مدیریت دانش صورت گیرد. این امر می تواند در ارتقاء ایمنی و امنیت فضاهای عمومی ایفای نقش کند. اگرجه در شرایط متعارف طراحی موضوعات ایمنی و امنیت را در نظر می گیرد اما بکارگیری مدیریت دانش تغییرات بنیادینی در فرآیند طراحی می تواند ایجاد کرده و با دقت نظر بیشتری کیفیت ایمنی و امنیت را بهبود بخشد. ضمن اینکه شکل گیری نظام پایش می تواند در بکارگیری نتایج مدیریت دانش اثرات چشمگیری دارد. در حالی که در شرایط متعارف این وضعیت وجود ندارد.

البته انتظار نمی رود که نظام پیشنهادی به سرعت و به سهولت اجرایی گردد. دراین زمنیه موانع مختلف اجرایی و مواتع فرهنگی و اجتماعی زیادی وجود دارد که می تواند در اجرایی شدن مدیریت دانش اشکال ایجاد کنند. ضمن اینکه فقدان مهارت لازم در این زمنیه نیز مساله سازد. اگرچه آموزش عملی می تواند بخشی از این مشکلات را مرتفع سازد اما حل همه آنها مستلزم جاری شدن منافع حاصل آنها در کل جامعه ذینفعان است. در نهایت فارغ از این مسایل پاسخ به تهدیدات روزافزون نیازمند بهبود در طراحی فضاهای عمومی را الزامی می سازد. ضمن اینکه این بهبود فقط به طراحی محدود نشده و مدیریت دانش می تواند در ابعاد متفاوت به بهبود کیفیت ایمنی و امنیت فضاهای شهری کمک نماید.

نویسنده :

نمایشگاه cpse نمایشگاه isaf نمایشگاه cpse
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ساملباس کار خادمچهارمین کنفرانس جامع مدیریت بحران و HSEتبليغات تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات
test