دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - Monday 21 August 2017
کد خبر : 18364
تاریخ انتشار : شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۸
بازدید: بازدید: 411

مقاله

مدیریت بحران با استفاده از سیستم مدیریت شناور (جزیره ای)


crisis
در جوامعي که تنها مديران بخش دولتي مسئوليت کنترل بحران را بر عهده داشته باشند همواره شاهد از هم گسيختگي در ارائه خدمات به آسيب ديدگان از حادثه در چند روز نخست حادثه بوده ايم

به گزارش پایگاه خبری بهداشت، ایمنی و محیط زیست "بامنا"؛

   چکیده مقاله

در جوامعی که تنها مدیران بخش دولتی مسئولیت کنترل بحران را بر عهده داشته باشند همواره شاهد از هم گسیختگی در ارائه خدمات به آسیب دیدگان از حادثه در چند روز نخست حادثه بوده ایم اعضاء آسیب ندیده یک جامعه متکی بر توانمندیهای دولتی با بروز حادثه نه تنها نقش فعال خود را در زمینه کنترل بحران ناشی از حادثه بر عهده نمی گیرند بلکه خود عاملی برای کاهش سرعت در رسیدن کمکهای ارسالی و خدمات ارائه شده به نیازمندان واقعی می گردند چرا که این گروه با توجه به عدم آموزشهای لازم و نداشتن مسئولیتی در این زمینه ، همچنین با توجه به توان جسمی و قابلیتهای افزون خود نسبت به آسیب دیدگان حقیقی تا رفع نیازمندیهای خود به جمع گروه های کمک رسان نخواهند پیوست . زلزله بم ، سونامی اندونزی و زلزله پاکستان در کشورهای درحال توسعه از یک سو و طوفان کاترینا در امریکا از سوی دیگر مؤید این مطلب است که تا زمانی که تنها دولت یک کشور مسئولیت کنترل بحران را بر عهده داشته باشد کنترل بحران فاقد کارایی و سرعت لازم خواهد بود . در بحث مدیریت بحران با شیوه جزیره ای با توجه ویژه به چنین امری تفویض اختیارات و مسئولیتها از دولت به عموم جامعه مورد بررسی و توجه قرار گرفته و سعی شده با تشریح نحوه اثر گذاری بحران بر تک تک افراد جامعه چه مسئولان دولتی چه آحاد مردم آن حرکت به سوی ایجاد گروه های مسئولیت پذیر مدنی بدون توجه به گرایشات سیاسی و مذهبی و مدنی آنها انجام پذیرد.

مدیریت شناور (جزیره ای ) و نقش آن در مدیریت بحران با بروز حادثه و تاثیر آن بر توانمندیهای جامعه که از ساختمانهای دولتی و ابزارها و تجهیزات مربوطه تا نیروهای انسانی مرتبط با آنها دارای گستردگی می باشد . ما شاهد یک جامعه بحران زده بر اثر بر هم خوردن توانمندیهای موجود در جامعه در برابر نیازمندیهای افزایش یافته بر اثر حادثه هستیم . این حالت که با برهم خوردن ساز و کارهای قانونی جامعه و نیز قدرت نظارت دولتی بر حسن انجام قوانین همراه است در بحث مدیریتی با عنوان بحران پس از حادثه تعریف می گردد . در چنین وضعیتی مدیریت آسیب دیده از حادثه که بخش اعظمی از نیروهای انسانی خود را در تمامی سطوح از مدیریت کلان شهری تاکوچک ترین نیروهای اجرایی را خود از دست داده است قادر نخواهد بود که به شیوه رایج و متداول خویش به مهار بحران بپردازد در این مواقع معمولا خود اعضاء دارای سمتهای مدیریتی و اجرایی دولتی هم خود از آسیب دیدگان از حادثه بوده و می بایست برای نجات جان خانواده خویش اقدام نمایند . نگاهی جامع نگر به چنین جامعه بحران زده بر اثر بروز بحران مؤید آنست که جامعه مورد مثال ما در تمامی سطوح دچارآاسیب دیدگی شدیدی شده است و این بدان معنا می باشد که هیچ نهاد و یا گروه و تشکلی را ما نخواهیم یافت که از گزند حادثه دور مانده باشد و این خود موجب کاهش شدید کارایی گروه های امداد رسان و خدمات رسان جامعه مورد مثال ما خواهد بود . آتش نشانی . مراکز درمانی و انتظامی و ادارات دولتی و … با فرو ریخت ساختمانهای خود و نیز صدمات وارده به خانواده های پرسنل مستقر در آنها اکنون خود دچار آسیب ناشی از حادثه شده و اکنون تنها با حداقل کارایی در خدمت مردم می باشد . از طرف دیگر رسیدن گروه های پشتیبانی کننده مستلزم زمان بوده که این موضوع تأثیر مستقیمی بر استفاده از زمان طلایی نجات در زیر آوار ماندگان دارد . در چنین شرایطی است که مدیریت شناور یا جزیره ای می تواند کارگشای مدیریت بر چنین بحرانی باشد .

 مدیریت شناور بحران در حقیقت توجه به سه اصل زیر در هدایت بحران ایجاد شده بر اثر حادثه می باشد :

۱- توان محدود دولت در ارائه خدمات به جامعه آسیب دیده مدیریت دولتی خود از حادثه آسیب دیده و علاوه بر آسیب به ساختارهای زیر بنایی آن ،خود اعضاء و کارکنان مراکز زیر مجموعه دولت نیز به علت آسیب رسیدن به خانواده های خودشان در ساعتهای اولیه قادر به حضور و همراهی و همکاری در محل خدمت خود نمی باشند .

 ۲- توان بالا اما بلقوه جامعه مدنی جامعه مدنی از تک تک اعضاء یک جامعه تشکیل می گردد که خود این اعضاء دارای توانمندیها و تخصص های فردی و نیز امکانات شخصی منحصر به فردی بوده که می تواند در صورت ساماندهی به یاری مدیران دولتی بیایند . یک راننده جرثقیل یا راننده لودر یا یک پزشک و یا پرستار نقش حیاتی در زمان حادثه ایفا می نمایند و از سوی دیگر لوازم و تجهیزاتی که در زمینه امداد و نجات هر خانواده می تواند در خانه خود از قبل نگهداری نموده باشد از یک دیلم تا یک بلندگو برای عملیات نجات و زنده یابی موثر هستند .

 ۳- توان مکمل بخش خصوصی در یاری رساندن به دولت قدرت مدیریتی مدیران در بخش خصوصی و نیز ابزارها و تجهیزات متعلق به این گروه خاص در هر جامعه می تواند نقش تاثیر گذاری در روند امداد و نجات و حتی اسکان اضطراری بازی کند .مدیران این بخشها همواره از مدیران توانمند در عرصه کارهای اجرایی بوده و به راحتی قادرند تا وظایف محوله در زمینه پر نمودن خلا مدیریت آسیب دیده دولتی را پر نمایند در خصوص امکانات و تجهیزات نیز کارخانه ها با سوله های بزرگ که میتوانند با تغییر کاربری جهت انبار و دپوی کمکهای ارسالی و نیز اسکان مجروحان مورد استفاده قرار بگیرند در این زمان به کمک دولت آمده و از حجم نیازمندیهای ایجاد شده برای دولت می کاهند از سویی ، ماشین آلات ساختمانی و راهسازی ، جرثقیلها و کامیونها و کشنده ها که در اختیار شرکتهای خصوصی قرار دارند، قادرند تا در زمان بحران به کمک نیروهای نجات آمده و تا رسیدن نیروهای کمکی از شهر های دیگر در کنار دولت به یاری مصدومان و آسیب دیدگان بشتابند. اکنون که با سه اصل مورد توجه مدیریت بحران شناور آشنا شدید لازم است به بررسی دیدگاه این مدیریت در کنترل بحران بپردازیم . ما در بحث مدیریت شناور از منظر جزء نگری به بحران میپردازیم این بدان معنا می باشد که از منظر دید این مدیریت هر فرد جامعه به صورت فردی مورد توجه و برنامه ریزی بوده و از کلان نگری که نقش فرد در این جامعه مورد توجه نمی باشد دوری نموده ایم در حقیقت چون اینان تک تک اعضاء یک جامعه هستند که حادثه بطور مستقیم بر سلامت آنها تاثیر گذار بوده و در مدیریت بر بحران هدف نهایی ، حفظ و تامین حقوق انسانی آنها چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی می باشد ما نیز برای تک تک اعضا جامعه برنامه ای برای کنترل نمودن بحران داریم . از این جهت هر فرد جامعه حادثه دیده دیگر تنها یک فرد از یک جامعه نیازمند به کمک نبوده بلکه قادر به قبول مسئولیت بوده و می تواند با طی نمودن دوره های آموزشی متناسب با شغل و قدرت و مهارت خود به عنوان عنصر و عامل کنترل بحران در صحنه مدیریت بحران آماده باشد . برای تشریح بیشتر موضوع باز می گردیم به تعریف اهداف مدیریت بر بحران ناشی از حادثه ای همچون زلزله ، در این حادثه بطور اهم نجات جان آسیب دیدگان و درمان آنها در کنار تامین غذا ، سرپناه ، بهداشت و امنیت برای بازماندگان اولویت اول مدیریت بحران در زمان بروز حادثه می باشد . حال اگر اعضاء سالم و بی نیاز به خدمات یک جامعه آسیب دیده بتوانند با استفاده از آموزشهای لازم و تمرین های مربوطه در زمان بروز بحران خلاء های گروه های مسئول در زمینه امداد و نجات و خصوصا مدیریت بر بحران را پر نمایند ما شاهد افزایش سرعت روند کنترل بحران خواهیم بود . از سوی دیگر اگر خانواده های آسیب دیده از حادثه به کمک اعضاء خود بتوانند تا رسیدن نیروهای کمک رسان در امر نجات ، امداد و اسکان اضطراری ، خودشان به صورت مستقل عمل نمایند نه تنها دولت با حجم عظیم نیازمندیها پس از بحران روبرو نخواهد شد بلکه تمرکز نیروهای عملیات کننده در صحنه حادثه بر روی افرادی متمرکز می گردد که از حادثه آسیب بیشتری دیده و نیازمند به کمک سریعتر و تخصصی تری می باشند . برای حصول چنین نتیجه ای کافیست در هر منطقه و محله شهری ، عموم نیروهای بومی و محلی داوطلب همان منطقه با آموزشهای اولیه در زمینه امداد و نجات و خصوصا اسکان اضطراری برای زمان بحران آموزش ببینند تا خود در لحظات اولیه بتوانند در زنده یابی و آوار برداری ساختمانهای محله خود اقدام نمایند در اینصورت ما دیگر ساعتهای طلایی نجات محبوسین در زیر آوار را از دست نخواهیم داد این افراد می توانند خود در گروه هایی با تعریف فعالیتهای اجتماعی همچون ngo ها نقش و مسئولیت مربوط به خود را برعهده گرفته و به ارائه خدمات بپردازند . در خصوص خلاء مدیریت در زمان بحران نیز ، مدیران بخش خصوصی و سرپرستان شوراهای محلی و احزاب می توانند با دیدن دوره های مدیریتی کوتاه مدت جهت پر نمودن خلاء مدیریتی بخش دولتی مورد استفاده قرار گرفته و در چند روز اول مسئولیتهای تعریف شده ای را بر عهده داشته باشند . در بحث امنیت نیز ، نیروهای بسیج هر محله می توانند با آموزشهای مورد نیاز و هماهنگ شدن با نیرویهای انتظامی برای مقابله با بحران های مرتبط با خود آماده شده و در زمان بروز حادثه تا رسیدن نیروهای نظامی و انتظامی اعزام شده از سایر مناطق کشور به یاری مردم در تامین امنیت مورد نیاز آنها بیایند . مطمئنا مدیران بحران محلی و منطقه ای با توجه به منافع مالی و جانی خود در منطقه آسیب دیده به مراتب بهتر و دلسوزانه تر عمل خواهند کرد و این نکته در کنار آشنایی این مدیران به امکانات و تجهیزات موجود در منطقه و نیز نیروهای انسانی بومی که دارای تخصصهای مرتبط و مورد نیاز می باشند ، توان عملیاتی این مدیران را به مراتب از مدیران اعزام شده غیر بومی بالاتر خواهد برد .

 

 

 

برای آنکه بتوانیم با سیستم مدیریت شناور به استقبال بحران برویم این نکات باید مورد توجه قرار گیرد :

۱-  در هر منطقه کانونهای شورایی از قبیل صنفی ؛ مذهبی ، سیاسی شناسایی شده و برای زمان بحران آنان را آموزش دهیم . این بدان معنا می باشد که تشکلهای بومی که با شرایط منطقه خود آشنا تر هستند به سرعت و با کمترین هزینه ،جامعه تحت پوشش خود را سامان دهی نموده و در زمان بروز بحران دوشادوش نیروهای دولتی در ارائه خدمات امدادی و حمایتی به هموطنان خود اقدام نمایند .

۲-  با ایجاد گروه های داوطلب مردمی و آموزش انها در بحث امداد و نجات توان عملیاتی گروه های دخیل در امر نجات را بالا ببریم . ایجاد ngo ها و هیئت های مذهبی و شورا های محلی و انجمنهای اولیا و مربیان هر محله، پایگاه خوبی برای ارائه آموزشهای تخصصی برای داوطلبانی است که می خواهند در کنترل بحران دخیل بوده و به یاری نیروهای امدادی و مدیران بحران بشتابند .

۳-  با آموزش در مدارس دانش اموزان را از طیف گروه آسیب پذیر و نیازمند به ارائه خدمات ویژه ،به اعضاء دارای مهارتهای مورد نیاز خود در جهت کاهش نیروی لازم برای ارائه خدمات تبدیل نماییم به طور مثال اگر دانش آموزان فرا بگیرند که در زمان حادثه به دنبال نیروهای انتظامی و امدادی که با لباسهای ویژه مشخص هستند بگردند و با ارائه اطلاعات خاص به آنها در تامین امنیت خود و نجات خانواده محبوس در زیر آوارشان اقدام نمایند حجم انبوهی از توان این نیروها صرف یافتن کودکانی که در کنج حیاطها و یا خرابه ها خود را از ترس مخفی نموده اند نمی شود .

۴-  با آموزش خانواده ها در زمینه اصول مقدماتی در پناه گیری ، زنده یابی ، آوار برداری به کاهش نیازمندی های جامعه پس از بحران در زمینه امداد و نجات کمک نماییم . خانواده ها در این نوع مدیریت می آموزند که چگونه در زمان حادثه از جان خود حفاظت نموده و پس از زلزله با آموزشهایی که دیده اند و لوازمی که برای چنین زمانی در جعبه های نجات نگهداری کرده اند به نجات محبوسین در زیر آوار پرداخته و برای خود سرپناه موقت بسازند . در این شیوه خانواده ها از یک عضو نیازمند جامعه به عضو توانمند جامعه تبدیل شده و نیز فرامی گیرند که چگونه با با همکاری دیگر خانواده های کوچه و محله خود به تامین امنیت و همکاری با دیگر نیروهای امدادی و محلات دیگر شهر خود بپردازند .

۵-  با آموزش نیروهای نظامی و انتظامی در زمینه آوار برداری و زنده یابی به صورت تخصصی از چنین نیروهای سازمانی به صورت چند منظوره بهره ببریم . نیروهای نظامی و انتظامی با در اختیار داشتن نیروهای جوان و کارامد که در سیستم نظامی خویش سازمان یافته اند توان بلقوه شاخصی می باشند این نیروها در مدیریت بحران شناور به عنوان یکی از اهرمهای مهم و شاخص با دیدن دوره های تکمیلی امداد و نجات که در کنار آموزشهای عمومی این سازمانها ارائه می گردد به عنوان یک نیروی واکنش سریع امدادی قادر خواهند بود در زمان بروز حادثه علاوه بر انجام وظیفه محوله خود به نجات جان مردم و ارائه خدمات به نیازمندان و آسیب دیدگان بشتابند . اکنون که به تمامی اجزاء جامعه به دید مدیران کوچک بحران نگریسته و سعی کرده ایم تا این نیروهای قدرتمند اما پنهان در لایه های جامعه را به سطوح اجرایی و عملیاتی آن بیاوریم باید که این جزایر مدیریتی را با نوشتن برنامه های از پیش طراحی شده و در اختیار گذاردن روشهای هماهنگ شدن با یکدیگر و همچنین نیروهای عملیاتی دولتی ، از جزایر کوچک و دور افتاده از هم به جزایر بزرگتر و قوی تر با متصل شدن به یکدیگر تبدیل نماییم . این بدان معنی است که هر خانه دارای مدیریت بحران خود بوده اما قادر باشد با همسایه خود به تفاهمی مسالمت آمیز برسد تا این دو خانواده در کنار یکدیگر از توان بلقوه یکدیگر بهره برده و نیازمندیهای خود را در کنار دیگر خانواده های محله خود سامان دهند در این صورت است که خانواده ها محله را به عنوان خانواده خویش دیده و سعی در کمک به یکدیگر خواهند نمود . با گسترش این دیدگاه و نحوه عملکرد در تمامی سطوح چه در نیروهای امدادی چه دولتی و چه مردمی ما دیگر در هیچ رده و مسئولیتی با بحران خلاء نیرو و تجهیزات به صورت حاد روبرو نخواهیم بود و محله ها و مناطق ما قادر خواهند بود تا رسیدن نیروهای کمکی اعزام شده از دیگر محلات و مناطق و یا حتی شهر های معین خود به مدیریت بحران پیش امده اقدام نمایند نتیجه گیری : با بررسی بحرانهای ایجاد شده و نیز عدم توانمندی دولتها چه در کشورهای پیشرفته و چه در کشورهای در حال توسعه اکنون دیگر مطمئن هستیم که تنها سیستم موفق در کنترل بحران باید یک سیستم شورایی باشد چرا که پس از حادثه با اسیب دیدن زیر ساختهای جامعه و نیز ساختارهای مدنی و اجتماعی نظام مند جامعه ، اعضا دولت و تشکیلات دولتی با از دست دادن امکانات خود همچون ابزارها نیروهای انسانی و تجهیزات مرتبط با انان به یک شهر وند ساده تبدیل خواهند شد که در این حالت با توجه به نقش هر یک از اعضاء جامعه در هماهنگ شدن برای مدیریت نمودن بر بحران حادث شده ، تنها یک سیستم شورایی قادر خواهد بود برای سامان دهی مجدد ساختارهای ویران شده اقدام نماید .

منابع و ماخذ:

  • آشنایی با بحرانهای پس از زلزله در ایران / علیرضا سعیدی / نشریه آموزشی جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران / ثبت در کتابخانه ملی به شماره ثبت ح۸۴۷۲۷ به تاریخ ۲۶/۵/۸۴ • مدیریت بر بحران ها بعد از زلزله ، کودکان و زلزله / علیرضا سعیدی / روزنامه اطلاعات ۹/۹/۱۳۸۴ صفحه ۱۰ • کاهش خسارتهای ناشی از زلزله / علیرضا سعیدی ، مهدی وجودی / مجله راه و ساختمان شماره ۱۷ • آشنایی با وظایف فرماندهان تیم آوار برداری در زمان ورود به منطقه عملیاتی نجات / علیرضا سعیدی / مجله راه و ساختمان شماره ۲۵ صفحه ۶۷

این مقاله در همایش زلزله دیروز امروز فردا در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر به عنوان مقاله برگزیده انتخاب گردیده و بصورت شفاهی نیز ارائه گردیده است و در مجله بین المللی راه و ساختمان شماره بیست و هشت )اسفند ۱۳۸۴ چاپ گردید

 

 

نویسنده :

نمایشگاه cpse نمایشگاه isaf نمایشگاه cpse
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ساملباس کار خادمچهارمین کنفرانس جامع مدیریت بحران و HSEتبليغات تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات
test