جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ - Friday 28 July 2017
کد خبر : 17935
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۱
بازدید: بازدید: 311

مقاله

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روان بازماندگان ناشی از بلایا(مطالعه موردی –مورموری،ایلام)


۱۴-۸-۱۹-۱۳۱۵۲۰۱۹
پیامدهای جسمی و روحی ناشی از یک بحران میتوانند پایدار شده و به شکل مزمن درآیند. وجود سرمایه اجتماعی اثرات فشارهای زندگی مانند مقابله با سوانح را با افزایش حمایت اجتماعی و روانی کاهش میدهد

به گزارش پایگاه خبری بهداشت، ایمنی و محیط زیست "بامنا"؛

محبوبه حقیقی۱، سعیدرضا عینعلی۲، وحید عینعلی،۳ طیبه حقیقی۴

 

  1. محبوبه حقیقی،موسسه علمی کاربردی هلال احمر تهران،ایران، ، mbh_7777@yahoo.com
  2. سعیدرضا عینعلی،ارشدبهداشت روانی و اجتماعی – بحران ، آتش نشانی تهران ، SAEEDEYNALI@GMAIL.COM
  3. وحید عینعلی،دانشجوی امدادونجات ، آتش نشانی تهران ، BEBE777B@GMAIL.COM
  4. طیبه حقیقی، موسسه علمی کاربردی هلال احمرتهران،ایران،SAEEDEYNALI@YAHOO.COM

چکیده

زمینه و هدف: پیامدهای جسمی و روحی ناشی از یک بحران میتوانند پایدار شده و به شکل مزمن درآیند. وجود سرمایه اجتماعی اثرات فشارهای زندگی مانند مقابله با سوانح را با افزایش حمایت اجتماعی و روانی کاهش میدهد و نهایتا باعث بهبود سلامت روان فرد میگردد که خود متقابلا باعث پذیرش مسئولیتهای اجتماعی میگردد. ازاینرو هدف این پژوهش ” بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سلامت روان بازماندگان زلزله مورموری۱۳۹۳(ایلام)” است.

روش کار:  این مطالعه پیمایشی و توصیفی از نوع همبستگی است . ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه سرمایه اجتماعی (بولن و اونیکس ۲۰۰۰) و سلامت روان(۲۸-GHQ) میباشد که ۴۰۰نفر از بازماندگان زلزله ۱۳۹۳مورموری تکمیل کرده اند. برای آنالیز داده ها از نرم افزارSPSS  ،آزمون های t و همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.

یافته ها:  بین سرمایه اجتماعی و سلامت روان بازماندگان مورد مطالعه، رابطه معنی داری وجود دارد، بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی و بعد عملکرد اجتماعی سلامت قوی ترین متغیر پیش بین برای تبیین واریانس سلامت روان و سرمایه اجتماعی بوده اند. زنان از نظر سلامت روان و سرمایه اجتماعی از آسیب پذیری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند.

نتیجه گیری:  شکل گیری سرمایه اجتماعی به خصوص در مواقع بحرانی در قالب گروه های محلی می تواند دستیابی به مسیر سلامت را تامین نماید، برنامه های آمادگی یا پاسخگویی به بحران را تسریع نموده، سبب ارتقاء بیش از پیش سرمایه اجتماعی و سلامت روان گردد.

 

مقدمه

بروز یک بلا در حد وسیع ضمن ایجاد خسارات مادی و آسیب به اقتصاد کشور خسارات جبران ناپذیر جانی  و عوارض جسمی و روحی را نیز در پی دارد ۱، اضطراب و افسردگی و بسیاری علائم روانی دیگر که در پاسخ به فشارهای روانی ابراز می شوند پس از فاجعه ها بسیار شایع هستند و در بسیاری موارد ممکن است پایدار شوند و به مشکلات عاطفی مزمن درآیند. ۲٫  وقوع بلایای طبیعی اگرچه اجتناب ناپذیر و غیرقابل تغییر اما قابل تدبیر می باشد ۱.  کاهش آسیب پذیری تنها با انجام اقدامات فیزیکی برای کاهش اثرات مخرب مخاطرات امکان پذیر نیست.  اقدامات اجتماعی که به کاهش اثرات منفی کمک می کنند و سبب فزونی میزان سازگاری مردم میشود نیز ضروریست ۳.

مفهوم سرمایه اجتماعی دیرزمانی نیست که به عرصه علوم اجتماعی وارد شده است اما با سرعت چشم گیر و قابل ملاحظه ای گسترش یافته است.  به طور کلی سرمایه اجتماعی را میتوان اینگونه تعریف کرد که میراث روابط اجتماعی اند و فعالیت های جمعی را تسهیل میکنند.۴   از نظر “بوردیو” و “کلمن” ماحصل مشارکت و عضویت فرد در گروه سرمایه اجتماعی است و به نظر “فوکویاما” در صورتی معنادارست که در آن بیش از یک فرد سهیم باشد و در این میان آمادگی روحی روانی افراد یک جامعه برای صرف نظر کردن از منافع شخصی و درگیر شدن در عمل جمعی به سرمایه اجتماعی مفهوم میبخشد .۵

از آنجا که سرمایه اجتماعی سرمایه و منابعی است که افراد و گروه ها از طریق پیوند با یکدیگر میتوانند به دست آورند لذا افراد در صورت قرار داشتن در یک شبکه ارتباطات اجتماعی غنی و قوی می توانند به حمایت متقابل از یکدیگر پرداخته و با صرف هزینه و زمان کمتر، اهداف خود را محقق سازند .۶  دورکیم عقیده دارد که همبستگی اجتماعی در یک گروه نوعی احساس مسئولیت متقابل در افراد به وجود می آورد به طوریکه افراد جامعه دیگر نمیتوانند نسبت به خواستها و نیازهای یکدیگر بی تفاوت باشند .۷

در بحث بحران اهمیت این موضوع را میتوان در فعالیت ۸۰ درصدی همسایگان در امر امداد و نجات در تجربه کوبه ژاپن ۱۹۹۵ و مهار ۸۰ مورد آتش سوزی از ۱۰۰ مورد آن توسط همسایگان ۸ و هم در حمایت از همسایگان، دوستان و افراد متاثر و خسارت دیده در آتش سوزی وسیع ۱۹۹۷ جنگل های کوهستان داندنونگ ملبورن استرالیا توسط مردم بومی طی یک حرکت خودجوش یا کاهش ۹۲ کشته به ۲۴ نفر در اثر کمکهای مردمی آموزش دیده در سونامی ۲۰۰۴ منطقه روستایی سامی یارپتا واقع در منطقه کودالور در ایالت تامیل نادو هند و امثالهم به خوبی مشاهده کرد ۳.

فرهنگ روانشناسی لاروس بهداشت روانی را “استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و موثر کارکردن، برای موقعیت های دشوار انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود، توانایی داشتن” تعریف می کند و سازمان جهانی بهداشت  سلامت روان را توانایی کامل ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی  و نه فقط نبود بیماری یا عقب ماندگی میداند. در این تعاریف سازگاری با محیط اهمیت بسیاری دارد.  شخصی که بتواند با محیط خود ( اعضای خانواده، همکاران، همسایگان) و به طور کلی اجتماع خوب سازگار شود از نظر سلامت و بهداشت روانی بهنجار است ۹.        .    

“کاواچی و همکاران” ۱۹۹۹ و  “دسیلوا” ۲۰۰۵ همسو با لین معتقدند میتوانند سلامتی افراد را از طریق فرایندهای روانشناختی با فراهم آوردن حمایت موثر و عمل به عنوان منبع عزت نفس و احترام متقابل تحت تاثیر قرار دهد.

طبق نظر سازمان جهانی بهداشت ۲۰۱۰ محرومیت اجتماعی بر بروز بیماری روانی به طور کلی موثر می باشد.  درحالیکه در مقابل افزایش برخورداری از حمایت خانوادگی و دوستان که در سایه روابط با آنها پدید می آید بر سلامت روانی می افزاید ۱۰.

از آنجا که در جریان یک فاجعه پیوندها و میثاق های جمعی به مخاطره می افتند ؛    به گونه ای که ساختار اجتماعی جامعه و گونه های روابط اولیه و ثانویه انسانها دستخوش نوعی آشفتگی کم و بیش گسترده میشوند.  وهم حاکمیت نظم و قانون های اجتماعی مرسوم تضعیف شده و نابسامانی و سردرگمی پدیدار میشود ۱۱،  آنچه سوال برانگیز میباشد اینست که آیا سرمایه اجتماعی در مواقع بحرانی کارکردهای خود را در رابطه با تامین و ارتقای سلامت روان  حفظ میکند؟  تحقیقات نشان میدهند وجود سرمایه اجتماعی رسمی و غیر رسمی اثرات فشارهای زندگی مانند تامین هزینه های سنگین زندگی، مقابله با حوادث طبیعی و غیر طبیعی را با افزایش حمایت اجتماعی-عاطفی و روانی کاهش میدهد، احساس امنیت را در فرد تقویت میکند و نهایتا باعث بهبود سلامت روان فرد میگردد۴.

حس تعلق و همبستگی و مشارکت در جنبه های مختلف زندگی باعث بهبود سلامت روان می شود که از دیگر سو خود شرایط پذیرش مسئولیت ها و نقش های اجتماعی را به همراه می آورد و این مسئله نشان از رابطه دو طرفه سلامت روان و سرمایه اجتماعی دارد ؛    لذا ارتقای هریک از این مقوله ها بر دیگری تاثیرگذار است (همان).

سرمایه اجتماعی در عین اینکه کلی است، بومی است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از محله ای به محله دیگر متفاوتست ۵. لذا پژوهش پیش رو برآنست تا به” بررسی  رابطه بین سرمایه اجتماعی و سلامت روان بازماندگان زلزله مورموری ۱۳۹۳ (ایلام)” پرداخته و چگونگی و میزان همبستگی موارد فوق را مورد مطالعه قرار دهد تا به طور شفاف تری براساس  نظریات طرح شده در این زمینه، الگوی  موجود بین  سرمایه اجتماعی  و سلامت روان  در میان بازماندگان  بحران های طبیعی در این استان را نشان دهد.

تاریخچه علمی

آنچه از بررسی آثار اندیشمندان و  پژوهشهای بعمل آماده در سطح جهان و  ایران به چشم میخورد وجود رابطه مستقیم بین مفهوم سرمایه اجتماعی و سلامت روان  و تاثیر پذیری سلامت روان از سرمایه اجتماعیست. همچنان تاثیر سرمایه اجتماعی موجود در دل اجتماعات و جوامع مدنی و روابط قومی و خویشاوندی و خانوادگی در تامین و ارتقاء سلامت روان در شرایط بحران در این ادبیات به خوبی روشن است. اما به همان میزان تاثیر سلامت روان در شکل گیری،گسترش و پایداری مفهوم سرمایه اجتماعی مورد توجه نبوده است.

از دیگر سو پژوهش های داخلی متاسفانه کم رنگ بودن سرمایه اجتماعی را در ایران مطرح نموده اند که به تاثیرات کاهنده آن بر سلامت و بهداشت روان اشاره شد. در میان آثار تحقیقی موجود سلامت روان، تاب آوری و افزایش مهارتهای مدارا در بازماندگان ناشی از بحران ها در قالب روابط پدیدآورنده سرمایه اجتماعی و تاثیر و تاثر این دو مفهوم بر یکدیگر، کمتر مورد توجه بوده است.

از طرفی  بومی بودن مفهوم سرمایه اجتماعی  وتوجه به ویژگیهای نظام قوم گرایی و رابطه مندی موجود در جامعه ایلام و بهره مندی این استان از کشورمان از سرمایه اجتماعی غنی تر نسبت به سایر مراکز استانها، پژوهشگر را بر آن داشته است تا به تعیین و بررسی رابطه سلامت روان و سرمایه اجتماعی در میان بازماندگان زلزله ایلام ( در مورموری) بپردازد و نقش عناصر فوق را در پاسخگویی و بازتوانی پس از بحران مورد مطالعه قرار دهد.

این عوامل باعث توجه به مفهوم اجتماع محلی در برنامه های مدیریت بحران ناشی از حوادث طبیعی در سال ۲۰۰۱، پس از جمع بندی تجربیات کوبه از زلزله ۱۹۹۵ توسط مرکز توسعه منطقه ای سازمان ملل ،شد به طوریکه  تدوین برنامه های مربوط به اینگونه اجتماعات را در گردهمایی ۲۰۰۴ در ژاپن در پی داشت۸. اجتماع محلی  دربر دارنده مفهوم سرمایه اجتماعی است، و شامل مجموعه ای از همسایگان است که به دلیل مجاورت و تعامل شبکه ای از روابط و وابستگی ها را ایجاد نموده اند .

. پوتنام ۲۰۰۰ نشان میدهد شبکه روابط و حمایت های اجتماعی  مساعدت ملموسی را فراهم می آورند که باعث کاهش اضطراب شده و هنجارهای مربوط به سلامتی را تقویت می کند و تعامل می تواند به تحریک سیستم ایمنی بدن کمک کند. ۱۲  همانطور که نتایج بررسی های Cornwell &Waite 2009  نشان داد فقدان مشارکت و ارتباطات اجتماعی با احساس انزوای اجتماعی و با سطح پایین سلامت روانی مرتبط است. دوستان و همسایگان خوب، تحرک اجتماعی و برخورداری از سرمایه اجتماعی مطلوب در بهبود سلامت روان موثر است.( (Shiwirian &Shiwirian,1993 (همان) افزایش میزان همکاری اعضای خانواده و گروه ها و اجتماعات مختلف در جامعه ، کاهش اختلالات و نابسامانی های روانی و اجتماعی  را به همراه دارد۱۳.

طبق گزارش مورفی و دولان ۲۰۰۳ در پی مطالعه ظرفیت مواجهه و بازتوانی ساکنین والکرتون بعد از وقوع طوفان سهمگین و الودگی آب در این روستا   ارتباط و مکاتبه، اطلاعات و مشارکت های عمومی جنبه های مهمی از توانایی اجتماع برای بازسازی در پی یک رویداد طبیعی می باشد.  ساکنین والکرتون نشان دادند که بالواقع در طول یک بحران اجتماعات به سمت هم گرایش می یابند که شامل شبکه های اجتماعی-زیستی از جمله گروه های اجتماعی و روابط خانوادگی برای دریافت کمک در بحران میباشد. هنگامیکه بلایای طبیعی رخ میدهد قربانیان از هرآنچه از منابع زیستی که وجود دارد استفاده می کنند تا به خودشان و همسایگانشان کمک کنند و به طور غیرفعال منتظر کمک و مداخله از سوی دیگران نمی مانند؛ این بررسی طبیعت همکاری موجود در این نوع از شبکه های اجتماعی را که بوسیله ساکنین مورد استفاده قرار گرفته است را اثبات کرده است ۱۴ . یوکو ناکاگاوا و راجیب شاو در مطالعه موردی زلزله کوبه و گجرات در زمینه سرمایه اجتماعی و بازتوانی از بحران۲۰۰۴ نشان دادند در هریک از مراحل چرخه بحران (جستجو، نجات و بازتوانی)  اجتماعات نقش بسیار حیاتی را بازی میکنند و اجتماعاتی که از حیث  سرمایه اجتماعی غنی ترند کارامدتر میباشند۱۵.

مطالعه ای کیفی با عنوان پیامدهای سرمایه اجتماعی مناسب بر بازتوانی بعد از سونامی در جنوب شرقی هند در سال ۲۰۰۴ نشان داد روستاهایی که سرمایه اجتماعی قویتری دارند کمکهای بیشتر و باسرعت بالاتری نسبت به جوامعی که سرمایه اجتماعی ضعیف تری دارند دریافت کردند.

دسیلوا و همکاران[۱] ۲۰۰۷ در تحقیقی تحت عنوان “سرمایه اجتماعی و سلامت روان:   بررسی تطبیقی چهار کشور دارای درآمد پایین” به بررسی نقش سرمایه اجتماعی ساختاری و شناختی در سلامت روانی (EMD) پرداخته انددر این پژوهش ۳ بعد از سرمایه اجتماعی ساختاری شامل:   عضویت در گروه، درگیری در فعالیت های شهروندی و حمایتی از افراد در جامعه و همچنین ۴ بعد از سرمایه اجتماعی شناختی شامل:   اعتماد، هماهنگی اجتماعی، احساس تعلق و انصاف ارزیابی شده است. یافته های این پژوهش نشان میدهد که سرمایه اجتماعی شناختی افراد در هر ۴ کشور با متغیر وابسته یعنی سلامت روانی دارای همبستگی میباشد. اما سرمایه اجتماعی ساختاری بیشتر با زمینه فرهنگی خاص در آمیخته شده و در اغلب موارد با سلامت روانی همبسته شده است. بر اساس یافته ها چنین استدلال میشود که سرمایه اجتماعی ساختاری تحت تاثیر زمینه های خاص فرهنگی قرار دارد و سرمایه اجتماعی شناختی بیشتر به صورت جهانی بر سلامت روانی تاثیر میگذارد۱۶.

چلبی و امیرکافی” در یک پیمایش مقایسه ای در دو شهر تهران و کرمان ۱۳۸۳ نتیجه میگیرندنظام خویشاوندی علی رغم مشکلات و محدودیت های موجود هنوز نقش تاریخی خود را حفظ کرده است لذا افراد در روابط اجتماعی برای اقوام و خویشاوندان خود اولویت ویژه ای قایل هستند و میتوان گفت خویشاوندی قویترین شکل ارتباط اجتماعی باقی مانده است۱۷. در مواجهه با پیامدهای حوادث طبیعی در ایران خویشاوندان جایگاه ویژه ای دارند، چنانکه “کمالی و همکارانش”۱۳۸۲ توضیح میدهند:   نیمی از افراد آسیب دیده در دو منطقه زلزله زده گیلان و فارس پس از زلزله به کمک خانواده و خویشاوندان از زیر آوار نجات یافته اند۱۸. مطالعات زند رضوی ۱۳۸۳ در زلزله بم نیز نشان میدهد که بیشترین زحمت پس از وقوع زلزله به دوش شبکه های خانوادگی و فامیل بوده و تعداد زیادی از زخمی ها و زیر آوار مانده ها توسط این شبکه نجات یافته اند۸.

بر اساس یافته های پژوهش قاسمی پور و جهانبخش ۱۳۸۸ بر روی رابطه سلامت روان و سرمایه اجتماعی،  ضریب همبستگی بین عضویت گروهی و پیوند قوی با سلامت روان معنی دار بوده و در نتیجه حمایت اجتماعی در قالب عضویت گروهی به بهبود سلامت روان می انجامد. حمایت عاطفی  نیز رابطه معنی دار با سلامت روان دارد که به معنای افزایش سلامت روان در سایه دریافت حمایت عاطفی است۱۸ .

مطالعه  سیدان و عبدالصمدی پیرامون رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روان زنان و مردان ۱۳۹۰ موید  نتایج پژوهش های “Yun etal 2010, Ziersch etal 2009,Cornwell & Waite2009, Kawachi& Subramanian 2008 and Warren-Findlow& etal2011 ” است  که نشان دادند برخورداری از مشارکت و روابط  اجتماعی سلامت روانی را افزایش میدهد و سطح بالایی از حمایت در شبکه های اجتماعی با سطح بالاتر سلامت روان همراه است. یافته های  Shiwirian &Shiwiran1993 , Ziersch etal2009 را نیز تایید میکند که شبکه روابط اجتماعی واحد کمک های ملموسی هستند که با سلامت روان مرتبطند. ۱۰ 

نوآوری

در این پژوهش علاوه بر تعیین رابطه و درجه همبستگی  بین سرمایه اجتماعی و سلامت روان به روش همبستگی، پیش بینی پذیری متغیر وابسته(سلامت روان) از روی متغیر مستقل مورد مطالعه(سرمایه اجتماعی )در میان بازماندگان  را نیز به روشهای رگرسیونی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین ترتیب جمع آوری این اطلاعات کمک میکند تا با تعیین جایگاه سرمایه اجتماعی در تامین و ارتقا سلامت روان  و به طور خاص در میان بازماندگان در چرخه مدیریتی بحران، فرصتی برای دورنگری و برنامه ریزی جامع تر در باب تامین و افزایش سلامت روان  بازماندگان بحران طبیعی پیش روی اندیشمندان و صاحب نظران این حیطه قرار گیرد، تا فرایندهای مربوط به شکل گیری و غنا بخشیدن به مفاهیم فوق را تعریف، طرح ریزی و عملیاتی کرده و به نوعی جامعه در معرض بحران در برابر عوارض ناشی از آن از این حیث واکسینه شود. ضمنا به نظر میرسد با وجود بومی بودن مفهوم سرمایه اجتماعی  اما بعلت پایایی و روایی ابزار سنجش  مورد استفاده نتایج حاصل از بررسی قابل تعمیم به کل جامعه بازماندگان سوانح طبیعی در ایران میباشد.

چارچوب نظری

بررسی دیدگاه های نظری سرمایه اجتماعی

هانی فان[۲]  نخستین نویسنده ای است که از اصطلاح سرمایه اجتماعی استفاده کرده است ۱۹. این مربی گمنام ویرجینیایی در مقاله ای (۱۹۱۶ م) نابسامانی های نظام آموزش کشورش، ایالت متحده آمریکا را بررسی می کند و اصطلاح ” سرمایه اجتماعی ” را برای تبیین دگرگونی هایی که در روابط اجتماعی دانش آموزان مشاهده کرده، به کار می برد. ۲۰

بعد از هانی فان، اندیشه سرمایه اجتماعی تا چندین دهه ناپدید شد ولی در دهه ۱۹۵۰ گروهی از جامعه شناسان شهری کانادایی (سیلی، سیم، ولوزلی[۳] ۱۹۵۶)، در دردهه ۱۹۶۰، یک نظریه پرداز مبادله (هومنس۱۹۶۱[۴]) و یک استاد مسائل شهری (جیکوبس[۵]،۱۹۶۱) و در دهه ۱۹۷۰ اقتصاددانی به نام لوری[۶] (۱۹۷۹) این مفهوم را دویاره احیا کردند .

اولین توضیح و تفسیر یکپارچه این اصطلاح توسط پی یر بوردیو در سال ۱۹۷۲ انجام شد. در تعریف بوردیو تاکید روی شبکه های اجتماعی است که دسترسی به منابع گروهی را فراهم می کند. سپس در دهه ۱۹۸۰ جیم کلمن در کتاب بنیانهای نظریه اجتماعی خود به بحث سرمایه اجتماعی برای کنشگران پرداخته است که کنشگران می توانند از آنها برای کسب منافعشان استفاده کنند. رابرت پاتنام نیز در دهه ۱۹۹۰ در کتاب “بولینگ تنهایی” به بحث درباره سرمایه اجتماعی می پردازد. ۲۱

از نظر انواع درمجموع میتوان گفت سرمایه اجتماعی ساختاری و شناختی می تواند به ارتباطات و درک رابطه با افرادی که شبیه یکدیگر هستند اشاره داشته باشد. مانند ارتباط باافرادی ازهمان پایگاه اقتصادی و اجتماعی (که سرمایه اجتماعی درون گروهی نامیده  می شود) و یا با مردمی که متفاوت هستند مانند افراد خارج از جامعه یا آنهایی که هویت اجتماعی مختلف دارند(که سرمایه اجتماعی میان گروهی نامیده می شود ). سرمایه اجتماعی همچنین می تواند از طریق نهادهای رسمی مانند ساختارهای دولت محلی و اجتماعی، یا از طریق افرادی که دارای روابط قدرت متفاوت هستند رخ دهد که سرمایه اجتماعی اتصالی نامیده می شوند ۲۲. بنابراین در حالی که سرمایه اجتماعی ساختاری و شناختی ماهیت شبکه ها ( کمیت و کیفیت) را تبییین می کند، سرمایه اجتماعی درون گروهی، میان گروهی و اتصالی شرح این است که این روابط در کجا صورت می گیرند۲۳ .

پییر بوردیو:

در تعریف سرمایه اجتماعی از دیدگاه او روی منابعی که به افراد  به عنوان نتیجه عضویتشان در شبکه های اجتماعی تعلق می گیرد تمرکز می شود.  بوردیو سرمایه اجتماعی را به عنوان ” جمع منابع واقعی یا بالقوه ای که از شبکه بادوامی از روابط کما بیش نهادینه شده ارتباط و شناخت متقابل حاصل می گردد ”  تعریف می کند۲۴.  این سرمایه به صرف عضویت در گروه به فرد تعلق می گیرد و در برگیرنده روابط اجتماعی ارزشمند میان انسانهاست.

جیمزکلمن:   وی در تعریف سرمایه اجتماعی مینویسد:   سرمایه اجتماعی برمبنای کارکردش تعریف میشود. سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند؛   همه آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل میکنند.۲۵

در دیدگاه کلمن سرمایه اجتماعی نوعی فرصت پدید آمده از حیات جمعی است که تسهیل کننده  کنش های اعضای آن جمع است. بنابر این سرمایه اجتماعی میتواند درون گروهی یا بین گروهی باشد و کنش های کنشگران فردی یا جمعی را تسهیل کند. بدیهی است برخورداری هرکنشگر از سرمایه اجتماعی هرگروه توام با تعهدات فرد نسبت به آن گروه است، این امر ممکن است او را در برابر سایر گرو ه ها قرار دهد و از سرمایه اجتماعی آنها محروم سازد.

فرانسیس فوکویاما وی یکی از صاحبنظران این حوزه و صاحب اثر “اعتماد-فضیلت های اجتماعی و خلق موفقیت” ۱۹۹۵ است. از دیدگاه او تعاریفی که تاکنون برای سرمایه اجتماعی ارایه شده  بیشتر به نمودهای  سرمایه اجتماعی، نه خود آن اشاره دارد. وی سرمایه اجتماعی را اینگونه تعریف میکند:   سرمایه اجتماعی مجموعه  معینی از هنجارها و ارزشهای غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در آن سهیم هستند۲۶.

به بیان دیگر سرمایه اجتماعی، شکل و نمونه ملموسی از یک هنجار غیر رسمی است که باعث ترویج همکاری بین ۲ یا چند فرد میشود.

بررسی دیدگاه های نظری سلامت روان

در بازبینی تعاریف مختلف از سلامت, کولیر١٩٨١ از چهاررویکرد درباره سلامتی نام می برد که عبارتند از:

الف) رویکرد پزشکی:   برمبنای این رویکرد, سلامتی به عنوان فقدان بیماری واقعی تعریف می شود. به بیان دیگر, براساس این رویکرد, فرد سالم کسی است که علائم عینی و ظاهری بیماری را نداشته باشد. از نظر کولیر, مدل پزشکی تنها می تواند برای برخی مقاصد مفید باشد. اما این مدل باورها درباره سلامت مثبت یا سلامت روانی را در نظر نمی گیرد. افزون بر این, مدل پزشکی, رابطه پیچیده میان بیماری واقعی و ادراک های ذهنی را بررسی نمی کند.

ب) رویکرد جامعه شناختی:   این رویکرد سلامتی را به عنوان فقدان احساس بیماری تعریف می کند. برمبنای این رویکرد فرد سالم، کسی است که ادراک ذهنی از بیماری واقعی نداشته باشد و یا احساس درد, ناراحتی, ناتوانی و در نتیجه بیماری واقعی گزارش نکند. از نظر کولیر, مدل جامعه شناختی, بسیار نسبی گرایانه است زیرا در این رویکرد, سلامت بر اساس شرایط اجتماعی و فردی تعریف می شود. بنابراین, همچین رویکردی به ویژه با اهداف مقایسه ای می تواند به کار رود.

ج) رویکرد سازمان بهداشت جهانی:   این رویکرد سلامتی را به عنوان یک آرمان تعریف می کند. سازمان جهانی بهداشت در سال ١٩۴٨, سلامتی را چنین تعریف کرد:  “حالتی است از بهزیستی کامل جسمانی, روانی و اجتماعی و نه صرفا فقدان بیماری و آسیب” ۲۷.

د) رویکرد ویژگی[۷]:   این رویکرد، سلامتی را به اساس ویژگی های خاص تعریف می کند. به بیان دیگر، سلامتی بر مبنای این رویکرد، براساس ویژگی های فردی مورد علاقه پژوهشگر است. برای مثال، نظیر ظرفیت کاری، درد، حالت هیجانی و غیره تعریف می شود. کولیر معتقد است که این رویکرد به ویژه در زمینه توسعه شاخص های سلامتی بسیار مفید است۲۸.

دیدگاه های نظری در زمینه تاثیرسرمایه اجتماعی بر سلامت روان

کوهن[۸] و همکارانش:   افرادی که روابط اجتماعی گسترده تری دارند, می توانند به سطح وسیع تری از منابع اجتماعی دسترسی پیدا کنند و دسترسی به این منابع آنها را در موقعیت های ضروری مورد حمایت قرار میدهد. دسترسی به منابع اجتماعی متعدد اولا منابع ضروری را فراهم خواهند کرد و باعث می شوند که فرد توانایی برای مواجهه با آسیب های فرض شده از یک وضعیت را دوباره تعریف کند و از آن طریق قابلیت های خود را برای سازگاری با نیازهای بوجود آمده تقویت نماید. ثانیا باور به وجود منابع حمایتی, واکنش های موثر و منطقی به رویدادها و حوادث استرس زا را تقویت می کند, واکنش های روانی و هیجانی به حوادث را از بین می برد و پاسخ های رفتاری نامناسب را تغییر می دهد. دسترسی به افراد برای صحبت کردن درباره مشکلات, از بروز تصورات ناراحت کننده در افراد جلوگیری می کند۲۹

کاواچی و برکمن[۹]:   کاواچی و برکمن (٢٠٠١)در مفقاله ای با عنوان “پیوندهای اجتماعی و سلامت روان,” معتقدند که پیوندهای اجتماعی , نقش مهمی درحفظ سلامت روان و شادابی افراد دارد. آنها در این مقاله مینویسند ما افرادی که از لحاظ اجتماعی منزوی هستند از نظر سلامت روانی در وضعیت مطلوبی به سر نمی برند. شبکه های اجتماعی کوچکتر, روابط خویشاوندی کم رنگ تر و دریافت حمایت اجتماعی اندک باعث ایجاد حالت افسردگی و یاس در افراد می شود.۳۰.

تردی هارفام و همکارانش:از دیدگاه هارفام و همکارانش(٢٠٠۴) مدل اجتماعی سلامت روانی (بعنوان نقطه مقابل مدل زیستی) می تواند چشم انداز وسیع تری را درباره عوامل تاثیرگذار برسلامتی ارائه دهد. آنها ابتدا مشکلات درازمدت زندگی, حوادث منفی زندگی و فقدان حمایت اجتماعی را بعنوان عوامل تهدید کننده سلامت بر می شمرند. هارفام و همکارانش معتقدند که برخی از مشکلات در دراز مدت مانند فقر, تحصیلات ناکافی, زندگی در محیط های خطرناک با سطوح بالایی از ناامنی اجتماعی (همچون خشونت و تصادف) سلامت جسمی -روانی افراد جامعه را تهدید می کنند. در ادامه بیان می کنند که سرمایه اجتماعی می تواند تاثیرات مخرب مشکلات دراز مدت زندگی, حوادث منفی زندگی و فقدان حمایت اجتماعی بر سلامتی فرد را کاهش دهد. آنها سرمایه اجتماعی را ذخیره سرمایه گذاری ها, منابع و شبکه هایی که باعث ایجاد, انسجام اجتماعی, اعتماد و تمایل به درگیر شدن در فعالیت های محلی می شوند, در نظر می گیرند۳۱

دوسیلوا:    به عقیده وی سرمایه اجتماعی از هر دو مسیر اجتماعی و فردی می تواند برسلامت روان تاثیر بگذارد. وی در تشریح مسیرهای فردی  عمدتا به نقش شبکه های اجتماعی و کاهش استرس روانی تاکید می کند, بدین ترتیب که شبکه های اجتماعی بافراهم آوردن حمایت اجتماعی برای افراد, از آنان در هنگام بحران محافظت می کند. شبکه های اجتماعی دسترسی به منابع دیگر را تسهیل می کند که این نیز ممکن است تاثیر آن (بحران) را کاهش دهد, همچنین این شبکه ها مکانیسم های محافظ روانی مانند حس تعلق, هدف داشتن یا محترم شمردن خود را نیز ترویج می کنند. علاوه بر این زندگی در یک جامعه ای که در آن مردم به یکدیگر اعتماد دارند احساس امنیت و اعتماد به نفس ایجاد می کند که این منجر به کاهش استرس روانی می شود. از طرفی این حالات مثبت روانی به نوبه خود منجر به افزایش توانایی کنارآمدن با وقایع منفی زندگی و کاهش استرس های مزمن می شود۲۳.

– روش اجرای پژوهش

این مطالعه از نوع پیمایشی و توصیفی از نوع همبستگی است و ابزار جمع آوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه سرمایه اجتماعی بولن و اونیکس ۲۰۰۰ و سلامت روان ۲۸GHQ میباشد.  ابتدای این دو پرسشنامه سوالات دموگرافیک حاوی ۶ سوال پیرامون جنس، سن، میزان تحصیلات، تاهل یا تجرد، اشتغال و محل سکونت فعلی ارائه گردیده است. از بین ۸۰۰۰ نفر جمعیت کلات مورموری و روستاهای اطراف آن (طبق سرشماری مرکز آمار ایران ۱۳۸۵)بر حسب ۴۰% شیوع اختلالات  روانی در منطقه و با دقت ۲% حجم نمونه ۴۰۰n= به صورت تصادفی خوشه ای در ۲۰ خوشه ۲۰ خانواری جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب خواهد شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها توسط پاسخگویان به استخراج اطلاعات پرسشنامه ها پرداخته خواهد شد.  و  برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS  استفاده شده و با توجه به کمی و کیفی بودن متغیرها و دوحالته یا چند حالته بودن آنها آزمون های t تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون  مورد نظر میباشد.  در روش همبستگی  پیش بینی یک متغیر از روی یک یا چند متغیر دیگر و کشف همبستگی بین متغیرها امکان­پذیر میباشد.

[۱] Mary J. De. Silva

[۲] Hanifan

[۳] Seely. Syme, Loosely

[۴] Homans

[۵] Jacobs

[۶] Loury

[۷] characteristics approach

[۸] Cohen & et at

[۹] Kawachi & Berkman

نویسنده :

نمایشگاه cpse نمایشگاه isaf نمایشگاه cpse
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ساملباس کار خادمچهارمین کنفرانس جامع مدیریت بحران و HSEتبليغات تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات
test